ابوالقاسم شاكر

55

تاريخ تشيع در ايران (فارسى)

سلمان بود و پس از وى مقداد و سپس ابوذر با سرهاى تراشيده آمدند . [ و ديگر هيچ كس نيامد ] اين قضيه بار ديگر اتفاق افتاد امّا ديگران تخلف كردند و اين سه نفر بر سخن خود ايستادند . « 1 » 4 - 2 . سلمان و راهنمايى به سوى امام حق سلمان در پيروى از امام حق و راهنمايى افراد به سوى آن حضرت لحظه‌اى نياسود . در عصر خلافت ابوبكر و عمر ، گاهى افراد و يا گروههايى براى جستجوى خليفهء واقعى پيامبر ( ص ) ، به مدينه مىآمدند و براى اطمينان پرسشهايى مطرح مىكردند كه ابوبكر و عمر از پاسخ به آنها درمىماندند . سلمان فارسى در اين فرصتها به سوى امام على ( ع ) مىرفت و او را حاضر مىكرد و آن حضرت به پاسخ پرسشها مىپرداخت و براى همگان روشن مىشد ، كه حضرت على ( ع ) اعلم مسلمانان پس از پيامبر ( ص ) و خليفه بر حق او است . « 2 » 5 - 2 . نقش سلمان در فتح ايران افكار برجستهء سلمان ، در ميدانهاى جنگ به شكلهاى گوناگون بروز مىكرد و چاره‌ساز بود . او گاهى با طرحها و ابتكارات خاص « 3 » و گاهى با دعوت حكيمانه و سخنان خيرخواهانه به سپاه اسلام دلگرمى مىداد و دشمن را به راه حق مىآورد . در ماجراى فتح مدائن ، سعد وقاص ، فرمانده سپاه اسلام بود ، او فرمان داد تا سپاه از رود دجله عبور كنند . در آن وضع دلهره‌آميز و نگران‌كننده كه حتى فرمانده در اضطراب بود ، سلمان در كنار فرمانده لشكر بود و او را با اين سخنان دلدارى مىداد : مردم تازه مسلمان شده‌اند و به گناه آلوده نيستند . از اين رو آب و دريا همچون خشكى برايشان رام شده است . سوگند به خدايى كه جان سلمان در دست اوست ، همه دسته دسته از اين رود خواهند گذشت . . . . « 4 »

--> ( 1 ) . بحارالانوار ، ج 22 ، ص 341 . ( 2 ) . احتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 307 - 308 ؛ الغدير ، ج 7 ، ص 78 . ( 3 ) . سلمان در جنگ احزاب طرح كندن خندق و در جنگ طائف طرح درست كردن منجنيق و در جنگ تبوك ازمحافظان پيامبر بود ( فروغ ابديت ، ج 2 ، ص 125 و 360 . ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 12 ؛ ترجمه اخبار الطوال ، ص 160 - 161 .